السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

814

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

كند همان‌گونه كه به مقدّمه اعتراف كرده است . 5 - ردّ اشكال ابن‌روزبهان بر علّامه امّا طعن ابن‌روزبهان به علّامه حلّى كه گويد : « ولى بغوى در صحاح گويد : حديث ناشناخته است كه جز از شريك ، از هيچ‌يك از ثقه‌ها شناخته نشده است و اسنادش مضطرب است ، و شايسته بود كه آن‌چه از عيب‌هاى حديث آورده است را نقل مىكرد ، تا در نقل امين باشد . » اين مردود است از چند جهت : انداختن حديث أنا مدينةالعلم از صحيح ترمذى توسّط آنان 1 - چه دليلى هست بر اينكه جمله‌اى كه ابن‌روزبهان ذكر كرده در نسخ علّامه حلّى وجود داشته باشد ؟ اختلاف نسخه‌ها در كتاب‌هاى حديث اندك نيست ، بلكه كتاب‌هاى موصوف به الصحاح نزد اهل سنّت از نظر اضافه و كمبود و تغيير و تبديل اختلاف دارند كه بر مراجعه‌كننده پوشيده نمىماند ؛ مانند : « جامع الاصول ابن‌كثير » و « مشكاة المصابيحِ خطيب تبريزى » « المرقاةِ على قارى » . . . و از شواهد بر اين مطلب ، حديث « أنا مدينة العلم » است و « صحيح ترمذى » كه دانستى علّامه حلّى رحمه الله اين حديث را از « صحيح ترمذى » نقل مىكند و ابن‌روزبهان خود به صحت آن اعتراف كرده و گفته است : « امّا آن‌چه از صحيح ترمذى نقل كرده ، صحيح است . » و پيش از علّامه اين افراد آن را از ترمذى نقل كرده‌اند : ابن‌اثير جزرى در « جامع الأصول » و محمّدبن‌طلحه‌ى شافعى در « مطالب السؤول » . و ابن‌تيميه‌ى حرّانى كه معاصر علّامه است در « منهاج السنّة » به روايت ترمذى از حديث « مدينة العلم » اعتراف كرده است . و گروهى از علماى متأخّر بر علّامه حلّى رحمه الله از اهل سنّت نيز آن را از ترمذى ، نقل كرده‌اند ، مانند : سيّد شهاب‌الدّين احمد در كتابش « توضيح الدّلائل على ترجيح الفضائل » جلال‌الدّين سيوطى در « تاريخ الخلفاء » حسين‌بن‌معين‌الدّين ميبدى در « الفواتح - شرح ديوان علىِ »